السيد الطباطبائي
77
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
داده و به مقاصد خود ارشاد و هدايت مىكند و نيز با همه به مقام تحدى و احتجاج مىآيد و خود را نور و روشنكننده و بيان كنندهء همهچيز معرفى مىكند و البته چنين چيزى در روشن شدن خود نبايد نيازمند ديگران باشد . و نيز در مقام احتجاج به اين كه كلام بشر نيست مىگويد « 1 » قرآن كلامى يكنواختى است كه هيچگونه اختلافى در آن نيست و هرگونه اختلافى كه بهنظر مىرسد به واسطه تدبر در خود قرآن حل مىشود و اگر كلام خدا نبود اين طور نبود . و اگر چنين كلامى در روشن شدن مقاصد خود حاجت به چيزى ديگر يا كس ديگر داشت اين حجت تمام نبود . زيرا اگر مخالفى مورد اختلافى پيدا كند كه از راه دلالت لفظى خود قرآن حل نشود از هر راه ديگرى غيرلفظ حل شود مانند اين كه ارجاع به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شود و وى بدون شاهدى از لفظ قرآن بفرمايد مراد آيه چنين و چنان است . البته مخالفى كه معتقد به عصمت و صدق آن حضرت نيست اقناع نخواهد شد ؛ به عبارت ديگر ، بيان و رفع اختلاف پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مثلًا بدون شاهد لفظى از قرآن تنها به درد كسى مىخورد كه به نبوت و عصمت آن حضرت ايمان داشته باشد و روى سخن و طرف احتجاج در آيه : « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً » با مخالفين دعوت و كسانى است كه ايمان به نبوت و عصمت آن حضرت ندارند . و قول خود آن حضرت بىشاهد قرآنى مسلم آنان نمىباشد . و از طرف ديگر خود قرآن به بيان و تفسير پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و پيغمبر اكرم به بيان و تفسير اهلبيت خود حجيت مىدهد . نتيجه اين دو مقدمه اين است كه در قرآن مجيد برخى از آيات با برخى ديگر تفسير شود و موقعيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهلبيت او در برابر قرآن موقعيت معلمين
--> ( 1 ) . نساء ، آيه 820